اگر ناخنهایت مانیکور، ژلیش یا کاشت ندارد، چیزی از ظرافتت کم نمیشود.
چند لکه روغن یا غذای سوخته روی اجاق گازت نشانه بیسلیقگی نیست.
اگر این ماه چند بار مجبور شدی فستفود یا غذای مانده به بچهات بدهی، این به معنی سهلانگاری در مادری نیست؛ گاهی فقط باید دوام بیاوری.
اینکه نتوانسته ای همه خواستههای رئیست را در محل کار برآورده کنی، این به معنی بیکفایتی تو نیست؛ بلکه نشان میدهد در محیطی سخت و مردانه، هنوز داری تلاش میکنی.
اگر هر روز در خانه شاداب نیستی، آرایش نمیکنی یا موهایت را مرتب نمیکنی، لازم نیست نگران باشی که «ای وای، چطور به نظر میآیم؟»
شاید بعضی روزها حس و حال ورزش نداشته باشی، این تنبلی نیست. کمی استراحت برای همه لازم است.
اگر غذایی که پختی کمی بدمزه شده، هیچ اشکالی ندارد. تو هنوز همان زن خلاق و مهربانی هستی که برای خانوادهاش وقت میگذارد.
این روزها احساس میکنی از خیلی از کسانی که میشناسی یا توی اینستاگرام میبینی، کمتر کتاب خوانده ای، هیچ سفر نرفته ای و برای فلان مناسبت کار خاصی نکرده ای؟ سخت نگیر!
ما زنها نیاز داریم کسی این جملهها و خیلی جملههای دیگر را هر روز، بارها و بارها بهمان یادآوری کند.
حفظ زنانگی در عصر ما سختتر شده.
گاهی مجبوریم، یا دوست داریم، یا از ما خواسته شده که در کنار خانهداری، همسرداری و مادری، سر کار هم برویم، درس بخوانیم، و کارهای اجتماعی را هم تمام و کمال انجام بدهیم.
ذهن ما مدام بین دو زندگی ایدهآل، دو الگوی زنانگی، و دو سر طیف سنت و مدرنیته در رفتوآمد است.
و این رفتوآمد، گاهی واقعاً ما را فرسوده میکند.
شاید بهتر باشد همهمان لیستی از این جملهها داشته باشیم.
جملههایی که به ما یادآوری کنند:
زنانگی ما در انعطاف، در تابآوری، و در انتخابهای شخصیمان معنا پیدا میکند.