اسمت را درست نوشتم؟ اگر دوستش نداری میتوانم جور دیگری صدایت بزنم. مثلاً به جای آرزو بگویم:
خیال
توهم
پروژه
برنامه
هدف
معنای روزمرگی
وسوسه
امید
دلیل بودن
ابزار دوم آوردن
یا شاید هم مثل آن کودک ششهفتسالهای که چند سال پیش فیلم چنددقیقهایاش را دیدیم باید بگویم آشغال.
وقتی انتخابت را کردی خبر بده. اسم، تقریبا همهی تکلیف را دربارهی تو روشن میکند. اینکه قرار است چند ده سال فقط توی ذهن یک نفر بمانی یا چند صد سال توی دنیای چند میلیارد آدم زندگی کنی.
اغلب ما رفقای وفادار و ثابتقدمی نیستیم. وقتی اوضاع عادی باشد معمولاً تو یادمان نمیافتی. دو جا هست که سراغت میآییم.
یکی وقتی است که به فضل الهی و دعای خیر والدین و تحمل مرارتهای بسیار و همراهی شانس توانستهایم نیازهای اولیه شامل خوراک و پوشاک و مسکن را تامین کنیم؛ ولو به صورت موقت. اینجور وقتها به قول کتابهای انگیزشی به فکر قانون جذب و اینکه رویای ما چیست و کجاست میافتیم. یادمان میآید و فراغت مجالی به ما میدهد تا به چیزهای دیگری هم فکر کنیم. همانهایی که مازلو میگفت خودشکوفایی. (اگر اشتباه نکنم جای تو توی هرم مازلو باید همانجا باشد). به تو فکر میکنیم، انرژی میگیریم، اگر بخت یارمان باشد و حواسمان جمع باشد کارهایی هم میکنیم. اما تو خیلی نامرئی و کمجان و دور به نظر میرسی. فکرکردن مداوم به تو راحت نیست. مثل الکل و بوی گلاب زود میپَری از روی سطح ذهن. اغلب ما بعد از چند صباحی سردرگمی و افسردگی و دیدارهای گاهوبیگاه با تو، به محض اینکه اولین تلنگر به ما بخورد برمیگردیم نقطه سر خطِ روزمرگیهایِ پرتکرارِ ملالآور و دوستداشتنیمان. ولی من آدمهایی را هم سراغ دارم که همیشه به یادت و در حال اقدامی برای رسیدن به تو هستند. حتی اگر شده به اندازهی نوشتن یک نامه؛ یک زنگ، یک جلسه، یک دیدار، ده دقیقه بیل زدن، یک ساعت درس خواندن و سهربع تمرین توی باشگاه. آدمهایی که نخ نامرئی تو را در دستشان گرفتهاند، گاهی فقط به اندازهی تلاش برای نفس کشیدن و زنده ماندن برای روزهای روشن.
یک جای دیگر که یادت میکنیم ایام دلشکستگی است. وقتی حس میکنیم دیگر بعضی چیزها مثل قبل نیست و نخواهد شد. وقتی که به انبوه زمانهای بدون تو و نبودن با تو فکر میکنیم و به اینکه اگر تو را داشتیم اوضاع بهتر پیش میرفت. اینجا بعضی وقتها اسم تو عوض میشود. من چند بار شنیدم که تو را اینطوری صدا زدند:
رسالت شخصی
عقده
سایه
تکلیف
باری که باید به زمین بگذاریم
مسئولیت اجتماعی
و
حسرت