نوشتن روزانه مسیر تغییر زندگی ما رو نشون میده

سبک زندگی کرونایی

فکر می کنم این مطالب دو ماه اخیر رو که روی سایت نوشتم باید با برچسب سبک زندگی کرونایکی طبقه بندی بکنم. واقعا توی این ۳۳ سالی که از خدا عمر گرفتم اینجوری ایزوله و در اختیار خودم زندگی نکرده بودم. به قول یکی از دوستان حالا که نمی شه به بیرون سفر کرد بهتره به درون سفر کنیم.

زندگی چند سال اخیر با بدو بدو های زیادی همراه بوده. البته فکر می کنم این یک امتیاز مثبت باشه. بالاخره سکون و راکد بودن صرف نظر از نتیجه ای که هر حرکتی به دنبال داره، به نظر من یه جور از دست دادن فرصت هاست. این که همیشه در حرکت باشیم خیلی مهمه و البته کمی تحقیق و هوشمندی در مسیری که داریم توش قدم می گذاریم می تونه کمک بکنه که نتایج خوبی هم به دست بیاریم. البته زندگی نشون داده که هیچ تضمینی برای گرفتن پاداش تلاشمون وجود نداره. خیلی چیزها دست ما نیست ولی باز هم راه حل این نیست که ساکن و بی حرکت و راکد بایستیم .

بدون شک حرکت کردن تنها راهکاریه که وجود داره و باعث میشه توی این مسیر چیزهایی بدست بیاریم. بعضی از این چیزها تجربیات، ما شکست های ما، درد ها و عذاب های ماست، که در در مراحل بعدی باعث می شوند لذت های بیشتر و عمیق تری رو تجربه کنیم. و بعضی ها هم به رشد مستمر ما کمک می کنن.

مطمئنم که هر تغییری در دل خودش برای ما برکت هایی داره. خیلی سال پیش شعری بود که خیلی دوستش داشتم. سالی بود که برای کنکور درس می خواند و شاید سال های قبل تر. این شعر روی میز تحریر هم چسبانده بودم.

آبی که برآسود زمینش بخورد زود، دریا شود آن رود که پیوسته روان است

توی این دو ماه گذشته من فقط ۴ ساعت برای کارهای پزشکی و ۲ ساعت برای دو گردش کوتاه ضروری بیرون از خونه رفتم که هر دوی اونها مال یک هفته اخیره. جالبه که دقت می کنم و میبینم با اینکه وظایف شغلی من کمتر نشده اما این قرنطینه و ماندن در خانه تا چه اندازه به زمان های آزاد من اضافه کرده.

بیشتر از سه هفته است که درد شدیدی تو دستام دارم. باعث میشه کمتر بتونم ازشون استفاده کنم. ولی نوشتن به مدد فناوری تبدیل صوت به متن برام قابل انجام است شاهین کلانتری در یک پادکست ای که باهاش مصاحبه می شد می گفت که سالها پیش کتابی خونده و آنجا تمرینی داشته با این عنوان که هر روز صبح سه صفحه بنویس.

هر روز صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب سه صفحه رو پر کن و بعد بلند شو. مهم نیست سه صفحه چی باشه. چرت و پرت، مزخرف، تعریف کردن خوابت، برنامه ریزی امروز و هر چیزی که این لحظه به فکرت میرسه. همه رو بنویس و این کار رو هر روز انجام بده. کمک می کنه که نوشتنت بهتر بشه. آقای کلانتری می‌گفت وقتی برمیگردم و یادداشتهای سال‌های گذشته رو می خونم خیلی برام عجیب میشه. اینکه می‌بینم دغدغه ای سالهاست با منه و به این نتیجه می‌رسم که برای حل کردن اون لازمه کاری انجام بدم. چون بخش مهمی از فضای ذهنی من رو بدون اینکه براش برنامه‌ای داشته باشم به خودش اختصاص میده.این باعث میشه من هم بیشتر بنویسم:)

کرونا، نوشتن، گذشته

توفیق اجباری ناشی از کرونا

روزهایی رو میگذرونیم که ۵۰ سال دیگه قراره بگیم بعد از طاعون و … اولین بار بود همچین مریضی اومد تو ایران و ما اولین فراگیری بیماری رو تو کشور دیدیم.

به بهانه و به جبر کرونا دورکاری و تعطیلی شرکتها زیاد شده. مدارس و دانشگاهها هم رو آوردن به اموزش مجازی. با اینکه من همیشه دورکارم و این موضوع به لحاظ کم شدن بار کاری کمکی به من نمیکنه اما به طرز عجیبی احساس میکنم وقت زیادی دارم. نمیدونم چرا.

نوشتن چقدر خوب بوده

اما خوشحالم که به هر دلیلی که هست من رو دوباره به سمت نوشتن هدایت کرده. که بنویسم فیلم دانلود میکنم و میبینم و خوشحالم. مصاحبه های افراد موفق رو گوش میکنم و لذت میبرم. فرصت کردم برم سراغ خرید کتاب از اینترنت و بعد از سالها کتابهای کاغذی بخرم و بخونم

جالبه که یه زمانی افراد موفق بیست سال از من بزرگتر بودن وقتی قصه شون رو میگفتن و حالا همسن و کوچیکتر از من هستن. به همین زودی ۳۲ سال گذشته. این روزها همش میگم ای کاش تجربه ۳۰ سالگی رو تو ۲۰ سالگی میداشتم اون وقت خیلی کارها رو نمیکردم و خیلی کارهای دیگه رو که به نظرم بی ارزش بود حتما انجام میدادم. اما بعد به این نتیجه میرسم که خوشحالی و مهارت و موقعیتی که الان دارم، با اینکه میدونم در مقایسه با افراد موفق معروف چیز زیادی نیست اما منو خوشحال میکنه؛ نتیجه همین مسیری هست که رفتم. اینجوری رنجها و اشتباهات گذشته با ارزش میشن و میتونم راحت بهشون فکر کنم. بدون مواخذه خودم، بدون دلخوری از دیگران، بدون حسرت.