معرفی و خلاصه کتاب خرده عادتها

کتاب خرده عادتها

نوروز امسال خیلی متفاوت بود. به یاد ندارم تو این ۳۲ یا ۳۳ نوروزی که دیدم اینقدر خونه نشین بوده باشم. و اینقدر مفید بوده باشه تعطیلات نوروز.

انقد تو دوران زندگی کرونایی وقت خالی ایجاد میشه که علاوه بر خوندن کتابهای خوب فرصت داری گفته هاشون رو مرور کنی (مثلا من بیام اینجا باهم مرور کنیم) و بعد تو زندگیت پیاده کنی و نتیجه رو ببینی.

چرخه آشنا: برنامه ریزی برای تغییر عادتها و شکست

دقت کردین هر کدوم از ما تا حالا چند برنامه برای خودمون پیش‌بینی کردیم و هیچ کدوم رو نتونستیم تا آخر پیش ببریم. برنامه هایی مثل مرتب ورزش کردن، مرتب مطالعه کردن و…

معمولاً چند روز به طور مرتب و با هیجان این کارها رو انجام می‌دهیم اما خیلی طول نمی کشه که خودمون می آیم و می بینیم باز برگشتیم سر جای اول. بازم آدمایی هستیم که بیشتر از اینکه مطالعه کنیم، ورزش کنیم یا زبان و ساز  یاد بگیریم میریم سراغ ور رفتن با گوشی، دیدن فیلم ها و چک کردن اینستاگرام

تقریباً همه ما بعد از اینکه می‌بینیم برنامه ریزی و اراده مون ضعیف بوده و نتونستیم این هدف هایی رو که داشتیم محقق بکنیم ناراحت میشیم. چند وقت بعد دوباره برنامه‌ریزی می‌کنیم شروع می‌کنیم و متأسفانه به همان نتیجه قبلی می رسیم.

اگر هم با دوستان، همکاران یا اعضای خانواده در مورد این مسئله صحبت بکنیم معمولاً این موضوع رو به اراده ضعیف ما یا هدف خیلی بزرگ ما مرتبط میکنن و دلسرد میشیم.

کتاب خرده عادتها راهگار جدید ارائه داده

اما من اخیراً کتابی رو خوندم که دیدش نسبت به این مسئله متفاوت بود. این کتاب می گه دلیل شکست خوردن ما برنامه‌ریزی بد یا اراده ضعیف ما نیست چیزی که باعث شکست خوردن ما توی این برنامه‌ریزی‌ها میشه اینه که ما از مسیر درستی این کار را انجام می‌دهیم و دلیل نادرستی این کار رو با توصیفی از عملکرد قسمتهای مختلف مغز توضیح میده

کتاب خرده عادتها نوشته استفان گایز با ترجمه رحمانیان و نشر تعالی

نویسنده ضمن اینکه ابراز می کنه ساختار مغز و نحوه عملکرد اون خیلی پیچیده تر از اینه که ما آن را به دو بخش مشخصه تقسیم بکنیم اما برای ساده تر شدن موضوع و به قول خودش با توجه به اینکه همین قطعه تقسیم بندی کار ما رو راه میندازه مغز را به دو قسمت تقسیم کرده.

مغز چطوری کار میکنه؟

مدیر زیرک و کودن تکرارکننده” مدیر زیرک قسمتی از مغز ماست که ما با کمک اون فکر میکنیم اطلاعات اطرافمون رو تجزیه و تحلیل می کنیم و با توجه به نظام ارزشی و هزاران چیز دیگه در مورد یک موقعیت خاص تصمیم می گیریم

کاملا مشخصه که قسمتی از مغز که انقدر کار سنگین داره انجام میده انرژی بسیار زیادی هم از ما میگیره برعکس کودن تکرارکننده قسمتی از مغزه که کاری با فکر کردن و تجزیه و تحلیل و مصرف انرژی نداره در عوض یک مقلد و یک تکرار کننده حرفه‌ایه. کافیه عملی را بارها و بارها تکرار کنید تا یک مسیر عصبی به نفع تکرار عمل توی اون قسمت از مغز ساخته بشه به این ترتیب بدون اینکه لازم به فکر کردن، تجزیه و تحلیل و یا تصمیم سازی باشه مغز شما را به سمت انجام این رفتار عادت شده هدایت میکنه

کسی را تصور کنید که هر روز صبح به دوش گرفتن عادت کرده. این آدم صبح از خواب بیدار میشه و بدون اینکه فکر کنه یا اولویت‌بندی بکنه، مستقیم به سمت حموم روانه میشه. این کاریه که با کمک کودن تکرارکننده تو مغز اتفاق میفته. یعنی عملی که روزها و روزها و سالها و سالها تکرار شده و یک مسیر عصبی در مغز برای این شکل گرفته و به این ترتیب برای انجام دادن این کار احتیاج به کمترین میزان انرژی و انگیزه و اراده است اما برعکس انجام دادن همین کار برای کسی که به انجام دادنش عادت نداره خیلی سخته

نویسنده کتاب رمز موفقیت افرادی رو که تونستن عادت های مثبت و فعالیت‌های روزمره خودشان نهادینه کنند؛ استفاده از استراتژی خرده عادتها میدونه. به قول نویسنده “ما نمی‌توانیم با تکیه و تاکید بر انگیزه و احساسات و یا با داشتن یک اراده قوی که یک شبه به دست می‌آوریم سبک زندگی مون رو عوض کنیم و عادت های دلخواه مون رو به سبک زندگی مون اضافه کنیم اما با استراتژی خرده عادت ها این کار به خوبی محقق میشه”

نویسنده از تجربیات خودش برای ما مثال میزنه. اون گفته همیشه دوست داشته هر روز ورزش بکنه و به اندام دلخواه خودش برسه و همیشه به دلایلی که هه ما میدونیم این اتفاق نمی‌افتاد تا اینکه تصمیم میگیره  ورزش روزانه یک ساعته یا روزی سه بار به باشگاه رفتن رو با یک حرکت خیلی خیلی کوچک تر جایگزین بکنه: انجام دادن روزانه یک حرکت شنا. و به همین ترتیب عادت به نوشتن و کتاب نوشتن رو به نوشتن روزانه ۵۰ کلمه.  نویسنده معتقده اگر بخواهیم با این روش به نتیجه برسیم لازمه هدفی که به عنوان خرده عادت روزانه برای خودمان در نظر میگیریم خیلی خیلی کوچیک و به طرز خنده آوری احمقانه باشه

نویسنده استدلال می کنه با توجه به ساختار مغز و با توجه به اثری که پاداش گرفتن در تکرار یک عمل داره به مرور زمان چون هدفمون خیلی کوچک است و هر روز موفق میشیم که انجامش بدیم، با پاداش دادن به خودمون این عمل و این عادت رو در خودمان تقویت می‌کنیم. کوچک بودن این قدم ها تضمین میکنه که ما هر روز بتونیم از پسش بر بیایم و این کار رو انجام بدیم. موفقیت هر روز ما دو تا تاثیر خیلی مهم داره اول اینکه احساس رضایت از خودمون: داشتن یک دستاورد خوب در طول روز عزت نفس ما رو بالا میبره.  از طرف دیگه وقتی به خاطر این موفقیت به خودمون پاداش می‌دهیم مغز به تکرار این عمل تشویقمون میکنه. 

نویسنده میگه وقتی قرار باشه ایجاد یک عادت جدید با استفاده از مدیر زیرک در مغز ما انجام بشه این کار مستلزم صرف انرژی خیلی زیادیه. کاری که در اغلب اوقات برای ما سخته. اما اگر بتونیم ایجاد عادت های جدید رو با کمک کودن تکرار کننده مغز انجام بدیم نتیجه های خیلی بهتری می‌گیریم چون این بخش از مغز کمک میکنه خرده عادت در وجود ما تبدیل به یک رفتار روزمره بشه ه و یک مسیر عصبی به نفع اون رفتار در مغز ما شکل بگیره.

اگرچه انجام دادن یک حرکت شنا در طول روز یا نوشتن ۵۰ کلمه کار خیلی کوچکیه، اما ما خودمان را متعهد به اون حداقل اجباری نمی کنیم و در عمل هر روزی که بتونیم مقدار بیشتری انجام میدیم ولی کار با همان یک حرکت شنا در رو میشه.

در نهایت نویسنده به ما کمک می کنه که چند خورده عادت یا یکی را برای خودمان در نظر بگیریم و با انجام روزانه اون و تیک زدن روی تقویم زنجیره‌ای از رفتارهای کوچیک اما درست توی زندگیمون ایجاد بکنیم؛ که می بینیم بعد از گذشته یک زمانی تبدیل شدن به عادت های بزرگ و سبک زندگی ما رو تغییر دادن. اینکه چقدر طول میکشه تا این خرده عادتها تبدیل به کارهای روتین در زندگی ما بشن بستگی به افراد مختلف داره. بستگی به این داره که تا چه اندازه به این برنامه پایبند باشیم و تا چه اندازه مقداری بیشتر از آنچه که تعهد کردیم رو در طول روز انجام بدیم

این جمله روی کتابه عادت های کوچکتر نتایج بزرگتر با استفاده از حالت های بسیار کوچک تغییرات بسیار بزرگ و دلخواه خود را در زندگی رقم بزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *