اهل رشت بود. همه خصوصیات ظاهری و لهجه اش هم اینو نشون میداد. آمده بود به شهر ما و ماندگار شده بود. بعد از بازنشستگی هم مغازه برنج فروشی داشت تو یکی از پاساژهای کوچک شهرمون. معلم شیمی اول دبیرستان مون بود. برای یک ترم دعوت به کار کرده بودن بعد از بازنشستگی اش تا ما بدون معلم نمونیم. بعدها هم هر وقت منو میدید میگفت “هنوز نماینده مجلس نشدی؟” آقای نسبتاً پا به سن گذاشته و مهربانی بود. یادش بخیر ۲۰ سال پیش بود تقریبا.  اون موقع نماینده مجلس و حتی وزیر شدن کاری نبود که فکر کنم نمیتونم انجامش بدم. مثل خیلی از همسن و سال‌های عزیز دهه شصتی خودم.

الان ضمن تحسین بلندپروازی همه کسانی که آرزوهای بزرگ و امیدهایی برای انجام تغییرات بزرگ توی دنیا دارن، واقع بینانه تر نگاه می‌کنم. به جهان، خودم، توانایی‌هام و قوانینی که توی زندگی حاکم هستن. ناامید نیستم. اما سعی می کنم  با فقط فکر کردن به کارهای بزرگ فرصت اقدامات موثر کوچک رو از خودم نگیرم.

 

 

سلام مریم شیرازی هستم. بعید میدونم بدون اینکه من رو از قبل شناخته باشی سر از وبسایتم دربیاری. چون این سایت را با این هدف راه‌اندازی نکردم که در جستجوهای گوگل شانس دیده شدن زیادی داشته باشه. به هر حال خوش اومدی و خوشحالم کردی. مطالب این سایت و کلیت اون بارها از نو نوشته شده. هر بار به دلیلی. و این بار فراغت کوتاه قبل از مادرشدن فرصتی به من داده که دستی به سر و روی سایتم بکشم و نسخه جدیدشو بیارم بالا.

 

 

اینجا سعی من بر اینکه هر وقت توی کتاب یا مجله مطلبی خوندم یا پادکستی شنیدم که ازش خوشم اومده بود در موردش بنویسم. هم خود مرور کنم و مطمئن باشم خوب یاد گرفتم، هم این که علاقه‌مندان دیگر از این طریق به یه دیده اولیه در مورد اون مقاله یا کتاب یا پادکست برسن. البته گاهی هم نوشته هام بیشتر شبیه تعریف کردن فکرای توی سرم هست برای یه دوست. دوست داشتم آشنایی مون فارغ از کلیشه هایی مثل سن و شهر و شغل و تحصیلات باشه، اما شما اگه دوست داری در این موارد بدونی روی رزومه مریم شیرازی کلیک کن. 

 

شکوفه درخت گردو در باغ پدربزرگم، میرزاباغی، روستای داران، جلفای ارس
شکوفه درخت گردو در باغ پدربزرگم، میرزاباغی، روستای داران، جلفای ارس
Share on telegram
Telegram
Share on whatsapp
WhatsApp
Share on twitter
Twitter
Share on email
Email
Share on print
Print
Share on linkedin
LinkedIn
دکمه بازگشت به بالا